چه بی پروا آشفتی؛
عاشقانه ی سبز
دو برگ شیدا را...
و من تکیده و زرد
باز دوستت دارم!
قاب آخرین لبخند او
با گام نخستین تو
انعکاسِ تلخ
تمام خواب های من است...
پاییز جان، دمت سرد.
آوای شکستنمان
هنوز در گوش من می پیچد
و از فصل دلدادگی
این تنها سهم من است...
برچسب:
نویسنده: یگانه صفری