119
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 13:06
این شعرها دیگر برای هیچ کس نیست نه! در دلم انگار جای هیچ کس نیست آن قدر تنهایم که حتی دردهایم دیگر شبیه دردهای هیچ کس نیست حتی نفس های مرا از من گرفتند من مرده ام در من هوای هیچ کس نیست دنیای مرموزی ست ما باید بدانیم که هیچ کس این جا براي هیچ کس نیست باید خدا هم با خودش روراست باشد وقتی که می داند خ...
120
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 13:06
یارای گریه نیست، به آهی بسنده کن آری، به آه گاه به گاهی بسنده کن درد دل تو را چه کسی گوش میکند ؟ ای در جهان غریب ! به چاهی بسنده کن دستت به گیسوان رهایش نمیرسد از دوردستها به نگاهی بسنده کن سرمستی صواب اگر کارساز نیست گاهی به آه بعد گناهی بسنده کن اهل نظر نگاه به دنیا نمیکنند تنها به یاد چشم سیاهی ب...
121
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 13:06
تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب بدین سان خواب ها را با تو زیبا می کنم هر شب تبی این کاه را چون کوه سنگین می کند آنگاه چه آتش ها که در این کوه برپا می کنم هر شب تماشایی است پیچ و تاب آتش ها... خوشا بر من که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست چگونه ...
122
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 13:06
غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدی با من به جمع مردم تنها خوش آمدی بین جماعتی که مرا سنگ می زنند می بینمت، برای تماشا خوش آمدی راه نجات از شب گیسوی دوست نیست ای من! به آخرین شب دنیا خوش آمدی... پایان ماجرای دل و عشق روشن است ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی با برف پیری ام سخنی بیش از این نبود منت گذا...
123
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 13:06
ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را باز گم کردم ز شادی دست و پای خویش را با شتابِ ابرهای نیمه شب می رفت و بود پاک چون مه شسته روی دلربای خویش را چون گلی مهتاب گون در گلبنی از آبنوس روشنی می داد مشکین جامه های خویش را گرم صحبت بود با آن خواهر کوچکترش تا بپوشد خنده های نابجای خویش را می درخشید از میان...
124
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 13:06
ای آنکه دوست دارمت، اما ندارمت بر سینه می فشارمت، اما ندارمت ای آسمان من که سراسر ستاره ای تا صبح می شمارمت، اما ندارمت در عالم خیال خودم چون چراغ اشک بر دیده می گذارمت، اما ندارمت می خواهم ای درخت بهشتی ، درخت جان در باغ دل بکارمت، اما ندارمت می خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گل بر سر نگاه دارمت، اما ...
125
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 13:06
آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین کس واقف ما نیست که از دیده چهها رفت بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت دور از رخ تو دم به دم از گوشه چشمم سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت از پای فتادیم چو آمد غم هجران د...
126
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 13:06
از خانه بیرون میزنم اما کجا امشب! شاید تو می خواهی مرا در کوچه ها امشب! پشت ستون سایه ها روی درخت شب می جویم اما نیستی در هیچ جا امشب می دانم آری نیستی اما نمی دانم -بیهوده می گردم به دنبالت چرا امشب؟ هر شب تو را بی جستجو می یافتم اما -نگذاشت بی خوابی به دست آرم تو را امشب ها ... سایه ای دیدم! شبیه ...